كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
1002
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
فرمود كه حلّ و عقد و قبض و بسط آن ممالك به راى رزين و عقل دوربين امير جهانشاه مفوض دانند و اميرزاده عمر را پيش خوانده بر زبان فرخنده بيان راند كه در مصاريف اعمال و تصاريف احوال بايد كه پرهيزگارى را زاد معاد و عتاد يوم القتاد سازد و يقين داند كه هركه بر خصال برگزيده و خصايل پسنديده در غلواى پادشاهى و تحرّى رضاى الهى مواظبت نمايد ، هرآينه در آيينهء اعمال جز چهرهء آمال نبيند و از شجرهء امانى جز ثمرهء شادمانى نچيند و بايد كه اتفاق انفاق بر خدم و حشم بر جادهء خير الأمور بود تا به سبب اعتدال مزاج اعمال از صحت به جانب اعتلال انحراف و انتقال نجويد تا عارضهء دلمشغولى حادث نگردد و امراض ناكامى روى ننمايد وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ . « 1 » مصادر خرج با موارد دخل يكسان دارد تا مصالح ملك آسان سده ظلم ضرورى نگردد فانّ الظلم مرتعة وخيم و بايد كه ثغور و حدود را به مردان گزيده و دليران كارديده كه به مردانگى مذكور و به فرزانگى مشهور باشند مشحون و معمور دارد و از اين جماعت كه به زينت راى و شجاعت حالى باشند خالى نگذارد تا اگر حالى پيش آيد و صورتى روى نمايد ، از وصمت غفلت و سمت ندامت مصون باشد و حفظ مسالك از لوازم ضبط ممالك داند و بازرگانان را به هيچ طريق مشوّش خاطر ندارد و باقى احوال به حسن فراست و لطف كياست به جاى آرد و شاهزادهء مشار اليه را تاج و خلعت و كمر مرصّع و اسب با زين زر ارزانى داشت و امراى او « 2 » را نيز به تشريفات خاصه عزيز ساخت . مصرع شهزاده را و معتبرانش به بر گرفت و تمام حكّام آن ممالك هم در آن مقام ، مثل امير شيخ ابراهيم و سلطان ماردين ملك عيسى و ملك عزّ الدين شير و كوستندل « 3 » گرجى و تيزك و جالق و بسطام ، همه را انعام و اكرام فرموده ملازم اميرزاده عمر روان ساخت و او به جانب
--> ( 1 ) . سورة الأسراء 17 . ( 2 ) . ك ، س : امرا را . ( 3 ) . كوستندل يا كوستنديل ، كستندر همه صورت تحريف يافته كنستانتين مىباشند .